๑۩۞۩๑سرزمین عشق ๑۩۞۩๑
سه شنبه 10 خرداد 1390برچسب:, :: 14:45 :: نويسنده : vahid
آن زمان که به آسمان چشم انداخته بودم و از میان اینهمه ستارگان آسمان به دنبال تو بودم که یک لحظه به من چشمک بزنی و مرا بیش از بیش عاشق خودت کنی ، تو کجا بودی؟آن زمان که دلتنگ تو بودم منتظر شنیدن صدای مهربان تو بودم تک تک ثانیه ها را میشمردم و در تب و تاب دیدار با تو بودم تو کجا بودی؟آن زمان که دلم گرفته بود با خود درد دل میکردم ، اشک میریختم و در حسرت دیدن تو بودم تو کجا بودی؟آن زمان که دستانم را به آسمان برده بودم و تو را دعا میکردم تو کجا بودی؟تو کجا بودی که ندانستی من کجا هستم ،یک لحظه هم از فکر و یاد تو دور نیستم.تو کجا بودی که ببینی این مرد مجنون در این دنیای دور چگونه در پی تو شب و روز به انتظارت نشسته است ،خسته است ، شکسته است. |
درباره وبلاگ ![]() نام : غم نام خانواگي:بيسیک نام پدر:درد نام مادر: پريشاني نام پدربزرگ : درويش تنها نام مادربزرگ : سلطان غم محل تولد:ويرون شهر تاريخ تولد:يكي از روز هاي باروني شماره شناسنامه : عدد تنهايي شغل:منتظر وضعيت فكري:فقط سوال جرم:افراط درعاشقي تاريخ جرم:روز اول خوشي ساعت جرم:شروع تپش قلب محل جرم :آشيان دوست علت جرم:فقط زندگي وزن:به سنگيني بغض چند ساله قد:كمتر از خاك رنگ چشم:صورتي رنگ مو:همرنگ درد تحصيلات:پايه آخر بد بختي مدت محکوميت : حبس ابد چراغم : شمع سقفم : اسمان مونسم : شب کارم : حسرت يادم : انتظار تو دردم : فراغ فريادم : سکوت ارزويم :ديدار تو زندگيم : فقط تو ادرس : خيابان غمستان – ميدان تنهايي – چهارراه بدبختي – خيابان رنج – کوچه غربت آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان ![]()
![]() |
|||||||||||||||